شنیده بودی که خوب خوشحالم خواستی که سر به سرم کنی
من آماده ام بیا باز به میهمانی اینبار نمی توانی دست بر سرم کنی
* * *
فرار و بر قرار ترجیح دادم.....دویدم...نفهمیدم زمین گرده و بر می گردم به سر قرار!
میدوم این روزهارا تا برسم
میدوم این روزهارا تا بگریزم
****
ارزش آدما به چیه؟
خودم همه جوابای قشنگو بلدم
پس چرا کسی برای پسرک مکانیک انتهای بلوار ارزشی قایل نیست؟
روزها میگذره...روزگارم عوض میشه...حتی ادمام عوض میشن....حالا تو چرا عوض نمیشی؟
* * *
راستی آیا واقعا قضاوتی و عدالتی در کاره؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید فقط درون خود آدم....
و اینکه:
هی تو تنها تر از این حرفایی حالا همش بگو نه!!!
...
به هر حال مبارکه
مدت ها بود که مرده بود..بود..بود...
( فقط می ترسیدم بمیره!!)
ترانه تمام شد پرده افتاد
کودکی زاده شد
* * *
ـ از ناامیدی بدتر اینه که بی تفاوت باشی!
ـ .
ـ !
* * *
چشمهایش پر از اشک بود اما نمی گریست
دستهایش میلرزید و لب به سیگار میبرد
دیگر ندیدمش
...
...
.........
...
......
.....
....
..........
....
.................................................................
تمام شد
چشمهایت را ٬
زبانت را
دستهایت را
ساقهایت را
٬
سلول سلول٬ تنت را
به تیغ بسپار
و
قلبت را
تکه تکه در زباله دان تعاریفت دفن کن...
و
خونت که در عطش رسیدن به دنیای نو است ازاد کن از حصار
در گور خود بخواب
آرام و بی دغدغه
باشد تا بهاری دوباره تورا بیدار کند
* * *
ـ ما نفت نداشتیم و گازمون قطع شد
ـما یه عالمه نفت داشتیم و گازمون قطع شد
ـ ما بخاری برقی داشتیم و گازمون قطع شد
هه! ما که از اول با تخته و چوب خودمون و گرم می کردیم ....
* * *
ایستاده ٬ بر گوری خالی٬ مرده بود....
در انتظار
* * **
* کلی فکر نکرده دارم ٬کلی کار نکرده٬ کلی کتاب نخونده٬ کلی نق نزده٬ کلی شیطونی نکرده
اونوقت میگم: من حوصلم سر میره سرگرمی میخوام!
البته من زر زیاد میزنم!