تبليغاتX
افرای
تعبیر خوابهامان چه بود!ما که خود زمین را بر شانه حمل می کردیم.

روز تولد یه روز کسل کننده....

و اینکه:

هی تو تنها تر از این حرفایی حالا همش بگو نه!!!

...

به هر حال مبارکه

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

ماهی کنار تنگش به آب چشم دوخته بود...

مدت ها بود که مرده بود..بود..بود...

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

قلبش گرفته بود٬می گفت از صبح درد میکنه ٬سوار اتوبوس شده بود و رفته بود دکتر.(البته نگفت که پول نداشته تا  داروهاشو بخره  من فقط حدس می زنم!) توی راه  خونه قلبش گرفت.میگفت خیلی درد میکنه و گریه می کرد ٬ خانومای تو اتوبوس تاسف می خوردند! کلی  راه حل به ذهن همه رسید اما کسی کاری نکرد ٬ حتی اتوبوس نایستاد.(البته من حدس میزنم  که کلی راه حل به ذهن  همه رسید!) تمام طول راه می ترسیدممم که بمیره .از اتوبوس که پیاده  شدم هنوز گریه میکرد.....

( فقط  می ترسیدم بمیره!!)

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

آخرین پرده نمایش بود٬ از هر ملیت یک نفر روی صحنه ایستاد ٬ در انتظار واقعه وعده داده شده ترانه صلح سر دادند٬با خنجر هایی در دست و لبخندی بر لب.

ترانه تمام شد پرده افتاد

کودکی زاده شد

* * *

ـ از ناامیدی بدتر اینه که بی تفاوت باشی!

ـ .

ـ !

* *  *

چشمهایش پر از اشک بود اما نمی گریست

دستهایش میلرزید و لب به سیگار میبرد

دیگر ندیدمش

 

 

 

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

.........

...

...

.........

...

......

.....

....

..........

....

.................................................................

تمام شد

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

زن:

چشمهایت را  ٬

زبانت را

دستهایت را

ساقهایت را

٬

سلول سلول٬ تنت را

 به تیغ بسپار

 و

 قلبت را

تکه تکه  در زباله دان تعاریفت دفن کن...

و

 خونت  که در عطش رسیدن به دنیای نو است ازاد کن از حصار

 

 در گور خود بخواب

آرام و بی دغدغه

باشد تا بهاری دوباره تورا  بیدار کند 

 

*  *   *

 ـ ما نفت نداشتیم و گازمون قطع شد

ـما یه عالمه نفت داشتیم  و گازمون قطع شد

ـ ما بخاری برقی داشتیم و گازمون قطع شد

هه! ما که از اول با تخته و چوب خودمون و گرم می کردیم ....

*  *  *

ایستاده ٬ بر گوری خالی٬ مرده بود....

در انتظار

* * **

* کلی فکر نکرده دارم ٬کلی کار نکرده٬ کلی کتاب نخونده٬ کلی نق نزده٬ کلی شیطونی نکرده

اونوقت میگم: من حوصلم سر میره سرگرمی میخوام!

البته من زر زیاد میزنم!

 

 

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

دغدغه..

 

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

 

رقصم گرفته بود

                   پیرانه سر

                    دیوانه وار

 رقصیدم

آنجا کسی نبود

غیر از

من و خیال و تنهایی

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

پیر شدی زن

چه زود!

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  | 

 

 

 

www.fubloggers.blogfa.com

نوشته شده توسط افرا در ساعت  | لینک  |