و اینکه:
هی تو تنها تر از این حرفایی حالا همش بگو نه!!!
...
به هر حال مبارکه
مدت ها بود که مرده بود..بود..بود...
( فقط می ترسیدم بمیره!!)
ترانه تمام شد پرده افتاد
کودکی زاده شد
* * *
ـ از ناامیدی بدتر اینه که بی تفاوت باشی!
ـ .
ـ !
* * *
چشمهایش پر از اشک بود اما نمی گریست
دستهایش میلرزید و لب به سیگار میبرد
دیگر ندیدمش
...
...
.........
...
......
.....
....
..........
....
.................................................................
تمام شد
چشمهایت را ٬
زبانت را
دستهایت را
ساقهایت را
٬
سلول سلول٬ تنت را
به تیغ بسپار
و
قلبت را
تکه تکه در زباله دان تعاریفت دفن کن...
و
خونت که در عطش رسیدن به دنیای نو است ازاد کن از حصار
در گور خود بخواب
آرام و بی دغدغه
باشد تا بهاری دوباره تورا بیدار کند
* * *
ـ ما نفت نداشتیم و گازمون قطع شد
ـما یه عالمه نفت داشتیم و گازمون قطع شد
ـ ما بخاری برقی داشتیم و گازمون قطع شد
هه! ما که از اول با تخته و چوب خودمون و گرم می کردیم ....
* * *
ایستاده ٬ بر گوری خالی٬ مرده بود....
در انتظار
* * **
* کلی فکر نکرده دارم ٬کلی کار نکرده٬ کلی کتاب نخونده٬ کلی نق نزده٬ کلی شیطونی نکرده
اونوقت میگم: من حوصلم سر میره سرگرمی میخوام!
البته من زر زیاد میزنم!
رقصم گرفته بود
پیرانه سر
دیوانه وار
رقصیدم

آنجا کسی نبود
غیر از
من و خیال و تنهایی
چه زود!
