تقدیم به عراق و کودکان عراقی...فلسطین و کودکان فلسطینی ..و هر که هر جا ظلم را با تمام وجودش حس میکند
شبی دوباره بیا و زنده کن مارا
به عشق بکش٬بکُش نبودن را
به انتظار بگو : برو که جای تو اینجا نیست
بهار بیار و تمام کن زمستان را
جوانه بزن٬ بپیچ در برمان٬خاموش
به بوسه ای بگیر از تنمان خستگی ها را
عمریست که بنی بشر همه دنبال عشقند
بیا و به تماشا بگذار خود عشق را
زمین که پر از نطفه های مرده شده
دم عیسی شو و زنده کن زمین مرده را
* * *
شبی بیا به مهمان خانه خالی ما
سری بزن به سفره های برکت ما
لبی بزن به نان خشک و لبی به تشنه لبمان
بگذار که خوش شود به دیدنت دل ما
هزار سال فریاد زدیم اما ٬کو جواب درست؟
انگار که مرده در گلو صدای خسته ما
اینجا هر چه می شنویم صدای گلوله و فحش است
ندارند عادت به شنیدن مهربانی٬گوش های ما
همسایه که تا دیروز دوست بود و یار
دشمن شده ٬ندارد حتی تاب دیدن ما
کودکانمان برای هزار فردا مشق می کنند
فردا؟!!! که پاسخ می گوید ضجه کودک ما
* * *
شبی بیا تمام کن لااقل خسته عمر مارا
ناجی شو و برس به داد این زمین
زمین مردمان بی خدا..
زمین پر جنگ..
زمین مرده ارزش ها!
گره عشق که باز شد ٬تازه می فهمی کجای کاری!
حالا هنر مبارزه با ایام و ساختن هزار فردا ٬بی امید معشوق .و تو که بوده ای از جنس خرق عادت ها.
اسیر عادت شدن.. و سخت گرفتن آسانها
ایستگاهی هم که نیست تا اندکی پیاده زندگی را بیازمایی . سوار بر خر روزگار می روی . می روی
و زیر لب می خوانی:
خدا که هست آری خدا که هست..
درس ٬کنکور٬ازدواج٬دوری٬عشق ٬انگار در آسمانی دیگر از هفت آسمان خلقتش بودند و او رها و بی تکلف دم از زندگیی میزد ٬که پر بود از عطر های خداگونه ٬بدون دردسر و بهشت وار.
خود نیازموده ام بهر چه می آزماییم دنیا؟ کین شیوه رهی است آن سوتر از منزلها
روزها گذشت ٬کم کم احساس انسانی جای خود را داد به احساس آنسان بودن. و زندگی کسل ترین و بیهوده ترین اثر خلقت
خرده ها و خرده گیریها ٬نقص هایی که بر بودنش می توانست بگیرد.دوستان و |آشنایان نه او را درخور و نه او را در خور ایشان!!!!
و
اولین مشکل رسمی زندگی نا رسمی او٬ تمام شدن فرصت برای رسیدن به آرزوهای دیرین بود!
راه حل که جایی در دیروزها جا مانده بود.
* * *
خدایا:
در این شرایط که گاه طوفان روزهایم رمقی برای آسایش شبها نمیگذرد ٬نیاز مند توجه تو هستم.
باورم این بوده که هرچه پیش می آید٬ از حکمت توست و اگر حس خیری ندارد٬ از نقص من ٬یا نقصان من در انجام وظایف.
یاورم باش..یاورم باش که جز تو هیچ ندارم
خدایا بنده پر گناهت را بنگر..کمکم کن.
طفلک کاغذهای خالی از ردپای تو
"انسان ها کم و بیش عاشقند"
و تنها
و خالی از رد پا
شاید در انتظار دیگری که بوی نو دارد
....
کودک
چشمها را ببند
بخواب
هنوز برای بیداری فرصت هاست
حیف رویا ها نیست؟؟؟
.........
عزیز:
دستهایت را مگشا
بمان
هنوز برای نبودن فرصت هاست
حیف آغوشت نیست؟
............
مرگ
به سمت من نیا
باقی باش
حیف من و زنده بودن نیست؟
......
و انتظار
تمامی نداشت
و
ردپا
ردپاهای تو
تمام شد.............................
